محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

62

مخزن الأدوية ( ط . ج )

يابد و تناول نمايند و اگر از اين مقدار زياده خواهند و احتياج بيشتر باشد به همين نسبت بر هر دو قدرى بيفزايند و روز دويّم پنج درم بر دوغ بيفزايند و يك درم از نان كم نمايند و همچنين هر روز تا آنكه دوغ صرف بماند و عادت بدان حاصل گردد و چون خواهند بكاهند برعكس عمل نمايند تا به مقدار روز اول برسد و ترك نمايند و بعضى احتياط را زياده مرعى داشته گفته‌اند از دو درم دوغ و يك درم نان بايد كه شروع نمايند و روزى سه درم دوغ و يك درم نان بيفزايند تا سى درم يا زياده هر مقدار كه خواهند برسد و چون خواهند كم نمايند به دستورى كه افزوده‌اند كم نمايند و كسانى كه عادى به خوردن دوغ باشند احتياج به اين تدابير نيستند بلكه همين مراعات قوّت هضم و آنكه با او حمى عفنى نباشد كافى است زيرا كه با حمى عفنى استعمال آن جايز نيست مگر آنكه وقت اقتضا كند از گرمى هوا و رقت و حدت ماده در غب خالص و امثال آن و جايى كه تعفنى در اخلاط باشد با قرص طباشير و هنگامى كه طبيعت ملين باشد و تليين آن موجب ضعف گردد با حبوب و اقراص قابضه و يا با طباشير و يا طراثيث و امثال اينها از ادويه قابضه مناسبه استعمال نمايند و يا آنكه سنگ تاب و يا آهن تاب نمايند و صاحب خلاصة التجارب نوشته كه گاهى فادزهر حيوانى با دوغ نفع مىبخشد نفعى بيّن . * و امّا دستور آشاميدن ماء الشعير و ماء القرع و ماء الخيار و ماء الكشوث و ماء الشاهترج و ماء عنب الثعلب و ماء هندبا و ماء ورق الخلاف و ماء البقول * هر يك جدا جدا در قرابادين كبير ذكر يافت و در قرابادين اين كتاب ان شاء الله تعالى در حرف ميم مع الالف مذكور خواهد شد . * و امّا دستور اخذ ادهان و گرفتن عرقها و عطرها * نيز در قرابادين در حرف دال مع الهاء و العين مع الراء و مع الطاء ان شاء الله تعالى ذكر خواهد يافت و در قرابادين كبير ذكر يافت . * امّا اتخاذ بعضى ادويه و صنايع آنها * * اتخاذ دخان كندر * جهت رويانيدن مو آنست كه پارچه‌هاى كندر را در ظرفى بر روى هم بچينند و در زير آن فتيله مانند فتيله چراغ برافروزند و ظرفى ديگر مانند قدح يا طشت بالاى آن معكوس نصب كنند هر دودى كه در آن جمع گردد بردارند و يا آنكه در ظرف سفالى قطعه‌هاى آن را بر هم بچينند و به فتيله مشتعل سازند و بر بالاى آن ظرف سفالى ديگر كه عمقى داشته باشد نصب نمايند به نحوى كه اندك هوا بدان برسد كه خاموش نگردد و يا آنكه كاغذى را به شكل كله قند پيچيده بالاى آن گذارند و آنچه در آن مجتمع گردد بردارند كه دخان و جوهر آن همان است و عند الحاجت به كار برند . * اتخاذ دخان حصى لبان * كه حسن لبه و به هندى لبان نامند جهت تقويت معده و باه و دفع رطوبات و غير آن از خواصى كه براى آن در ادويه مفرده در حرف الحاء مع الصاد مذكور است مانند اتخاذ دخان كندر و جوهر آن است و اين دخان مشهور به جوهر حصى لبان است و به هندى ست لبان نامند . * اتخاذ عسل بلادر * آنست كه سرهاى بلادر را جدا نمايند هر قدر كه خواهند و در شيشه مطين پر كنند و سر شيشه را به ليف بند نمايند و به طريق تنكيس كه ظرف سفالى بزرگى را بر سه پايه كه بلندى آن به مقدار يك شبر باشد نصب كنند كه وسط آن ظرف را سوراخ كرده باشند و شيشه را معكوس بر آن گذارند كه گردن شيشه از آن سوراخ از زير برآيد و تنه شيشه به اندرون ظرف باشد و به زير سر شيشه ظرفى گذارند كه در آن آب باشد و بالاى شكم شيشه و اندرون ظرف كه در آن است سرگين گاو خشك صحرايى پر كنند و برافروزند تا عسل تمام و كمال از گردن شيشه در آن ظرف آب آيد و چون ديگر عسل از آن شيشه نچكد و تمام سوخته گردد عسل را از روى آب بردارند و اصلاح نموده يعنى تدبير نموده به كار برند و دو نوع اخذ عسل آن در بيان تدبير بلادر در همين فصل مذكور شد . * دستور اتخاذ اسفيداج * و آن به طريق احراق و به تعفين نيز مىباشد امّا احراق آن است كه رصاصين يعنى قلعى و سرب هر يك را كه خواهند صفحه‌هاى بسيار نازك ساخته در ظرفى بر هم بچينند و بر هر صفحه قدرى كبريت سوده بپاشند و بايد كه كبريت به ازاى هر صد مثقال پنج دانگ زياده نباشد پس بر آتش گذارند و برافرزند و به سيخ آهنى بر هم زنند تا تمام آن سوخته گردد و از دود آن محترز باشند تا سوخته سفيداب گردد . * نوع ديگر * آنست كه هر يك از آن هر دو را كه خواهند در ظرف سفالى بگذارند و با كفچه آهنى بر هم زنند تا مانند خاكستر گردد پس در كوزه مطين كرده يك روز زير آن آتش كنند تا سفيد گردد اگر خوب سفيد نشده باشد قدرى سركه انگورى تند بر آن بپاشند و يك هفته بگذارند تا سفيد گردد . * دستور احراق روى توتيا * كه به هندى جست نامند نيز همين نحو است اهل هند نيز بدين نحو احراق مىنمايند كه آن را قطعه‌هاى كوچك نموده در ظرف آهنى بر آتش مىگذارند و مىدمند و به سيخ آهنى برهم مىزنند و در بين احراق قدرى سم الفار سوده بر آن مىپاشند به زودى محرق مانند پنبه مىگردد و مىگويند كه اگر آن را گداخته بعد از گداز بكن كه گياه هندى است قدرى معتدى نرم ساييده آب آن را بر آن بپاشند و يا بريزند نيز محرق مانند پنبه مىگردد و به اشياى ديگر نيز محرق مىگردد پس سوده شسته استعمال نمايند اگر مغسول آن را خواهند . * و امّا به طريق تعفين * آنست كه بگيرند صفايح قلعى و يا